چند روز از رفتنت میگذرد و عروج ناباورانه ات هنوز در باورمان نگنجیده است.
مادر بزرگ عزیز و دوست داشتنیم بار سفر بست و در عروجی ناباورانه سبکبال از خاک به افلاک پر گشود و ما رو در موج سهمگینی از مصیبت و اندوه فرو برد
در خونه ای تا ابد بسته شد که حداقل برای مادر بزرگ ، بچه ها و نوه ها به دور هم جمع می شدن ولی از حالا به بعد خیلیادیگه با هم کاری ندارن ...
روزشنبه عزیزی رو از دست دادیم که جسم و حضوربیمارش هم باعث شادی بچه ها و نوه هاش میشد .
با رفتنش داغی رو به دل همهگذاشت ولی خودش از اون همه رنج بیماری راحت شد .
با رفتنش خیلی از چیز ها همنابود میشه و از بین میره .
دیدن چهره ی سرد و یخ زدش که تویتابوت برای آخرین بار برای خداحافظی آوردنش توی خونه یادم نمیره .
هنوزم باور ندارم با عزیزی وداعکردیم که باهاش کلی خاطرات قشنگ و خوب دارم .
نه فقط من که برای همه ی بچه هاو نوه هاش کلی خاطره ی شیرین یادگاری گذاشت .
.مادربزرگ، برای همیشه از پیشمان رفت.
تن سردش به زمین رسید و روح بزرگش نصیب آسمان شد!
مادربزرگ رفت...
دلم همیشه برایت تنگ خواهد شد
دلم همیشه برایت تنگ خواهد شد
دلم همیشه برایت تنگ خواهد شد........
روحت شاد و با فاطمه زهرا محشور باد
نظرات شما عزیزان:

پاسخ: ممنون
پاسخ: ممنون